تو کی هستی تو کی هستی من نمی شناسم تو رو
مثل یک غریبه پیش من نشستی من نمی شناسم تو رو
اون که هم خونه و هم بالین من بود اون تو نیستی
اون که نازنین و مهربون من بود اون تو نیستی
بوی پیرهن تو عطر نفس تو ناشناسه
اون غزل گویی که هم نشین من بود اون تو نیستی
تو کی هستی تو کی هستی من نمی شناسم تو رو
مثل یک غریبه پیش من نشستی من نمی شناسم تو رو
نه نگاه تو شبیه اون نگاهه نه حضورت جون پناه و تکیه گاهه
فکر تو نگاهه تو یک جای دیگه است چشم تو دنبال یک رویای دیگه است
مثل یک اجاق بی شعله ی خاموش سایه ی غربت گرفتی تو در آغوش
بین ما از پل دیروز اثری نیست توی دنیای تو از من خبری نیست
می دونستم وقتی آیینه ترک خورد می دونستم
یه نگاهی تو رو از آغوش من برد می دونستم
می دونستم اون که بر میگرده خونه اون تو نیستی
اون که تا ابد کنار من می مونه اون تو نیستی
تو کی هستی تو کی هستی من نمی شناسم تو رو....
